لسان الملك سپهر
1767
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
هجرت بلال به شام و بلال حبشى در فراق رسول خداى ناتوان گشت و آهنگ سفر شام نمود ؛ ابو بكر چون اين بشنيد او را حاضر ساخت و گفت : اگر در مدينه بباشى و همچنان در كار اذان روزگار برى نيكوتر است . گفت : مرا آن توان نباشد كه ديگر كس را بر منبر رسول خداى ديدار كنم ، و بسيج راه كرده سفر شام پيش داشت ، و روزگارى در شام بگذاشت . چنان افتاد كه يك شب در خواب پيغمبر را ديدار كرد ، فرمود : اى بلال جفا كردى و جوار ما را بگذاشتى ، هم اكنون آهنگ زيارت ما بايدت كرد . چون بلال از خواب انگيخته شد بىتوانى راه مدينه پيش داشت وقتى حاضر مدينه گشت كه فاطمه عليها السّلام نيز بدرود جهان كرده بود . بلال از گرد راه به در سراى حسنين آمد و از فاطمه پرسش نمود ، ايشان در گريه شدند و گفتند : آجرك اللّه فى فاطمة . او به نزديك پدر شتافت . بلال به هاىهاى بگريست ، جماعتى مردم از او خواستار شدند كه اينك هنگام نماز پيشين است اگر تقديم اذان فرمائى روا باشد ، بلال بر بام مسجد صعود داد و مردم مدينه انجمن شدند تا بانگ او را اصغا كنند ، چون بانگ اللّه اكبر بداد از خانههاى مدينه افغان برخاست و چون اشهد انّ محمّدا رسول اللّه گفت از زن و مرد فرياد وا محمّداه بالا گرفت ، و مردان از كوى و بازار و زنان و دوشيزگان از خانهها گريان و نالان راه مسجد گرفتند و كار نوحه و زارى به نهايت بردند . پس بلال از كار اذان بپرداخت آنگاه گفت : اى مردمان ! شما را بشارت مىدهم كه هر چشمى كه بر رسول خدا بگريد از آتش دوزخ محفوظ باشد . ابن عباس حديث كند كه رسول خداى فرمود كه : هر كه از امّت من او را دو فرط باشد يعنى سوگوارى دو فرزند ديده باشد خداوند او را بهشت دهد . عايشه گفت : حال آن كس كه يك فرط ديده چون است ؟ فرمود : نيز بهشت بهره يابد . گفت : آن كس را كه فرط نباشد چون بود ؟ فرمود : انا فرط امّتى ان لا يصابوا بمثلى . من فرط تمامت امّتم هرگز مصيبت رسيده نشويد به مثل مصيبت من . بالجمله بلال در شام اقامت جست و هر سال از بهر زيارت قبر پيغمبر سفر مدينه